الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

74

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

الثانى : ما أورده فى محكّى العدّة و الذريعة و الغنية و مجمع البيان و المعارج و غيرها « 1 » ، من انّا لو سلّمنا دلالة المفهوم على قبول خبر العادل الغير المفيد للعلم لكن نقول : انّ مقتضى عموم التعليل وجوب التبيّن فى كل خبر لا يؤمن الوقوع فى الندم من العمل به و ان كان المخبر عادلا ، فيعارض المفهوم ، و الترجيح مع ظهور التّعليل . ترجمه : ( دو اشكال غير قابل دفاع ) اشكال اول اينكه : اگر استدلال ( به آيهء شريفهء نبأ ) راجع به اعتبار مفهوم وصف يعنى فسق باشد ، با اشكال عدم اعتبار مفهوم وصف روبروست . به ويژه در وصفى كه تكيه بر موصوف موجود در عبارت ندارد . چنانچه در ما نحن فيه ( آيهء شريفهء نبأ ) اين‌چنين است . زيراكه ( در اين قبيل اوصاف ) مفهوم ، شباهتش به مفهوم لقب بيشتر از مفهوم وصف است . شايد همين معنا مراد كسانى مثل سيد مرتضى ، سيد ابن زهره ، امين الاسلام طبرسى ، محقق و علامه حلّى و غيره باشد كه از استدلال به آيهء شريفه اين‌گونه پاسخ داده‌اند كه : استدلال به آيه مبنى است بر دليل خطاب ( مفهوم مخالف ) كه ما قائل به آن نيستيم . و اگر ( استدلال مذكور ) به اعتبار مفهوم شرط باشد ، چنانچه از صاحب معالم و محكىّ از جماعتى ديگر آشكار مىشود با اين اشكال روبروست كه مفهوم جملهء شرطيه ، خبر نياوردن فاسق است ( و نه خبر آوردن عادل ) . پس عدم تبين و تفحص به دليل عدم موضوع يعنى خبر است . پس جمله شرطيه در اينجا ( آيهء شريفه ) براى بيان تحقق موضوع آورده شده و داراى مفهوم نيست همان‌طور كه در امثله ديگر از جمله اقوال ذيل ، مفهومى وجود ندارد . ان رزقت ولدا فاختنه : اگر فرزنددار شدى او را ختنه كن . ان ركب زيد فخذ ركابه : اگر زيد سوار مركبش شد ، ركابش را بگير . ان قدم زيد من السفر فاستقبله : اگر زيد از مسافرت برگشت به استقبالش برو . ان تزوّجت فلا تضيّع حقّ زوجتك : اگر ازدواج كردى ، حق همسرت را تضيع نكن . و خداى سبحان مىفرمايد : وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا : زمانى كه قرآن خوانده مىشود ، به آن گوش فرادهيد . وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها : و زمانى كه جواب سلام كسى را مىدهيد به بهتر از آن جواب داده يا عين همان سلام را به سلام‌كننده رد كنيد و غير اين امثله از

--> ( 1 ) - الحاكى هو السيّد المجاهد فى مفاتيح الاصول : ص 355 س 28 .